سعید محمدی
۲ سال قبل
سیزده بدر ۱۴۰۳ اونجا بودیم بخاطر اینکه شده بود شهادت علی تمام جنگلاروبسته بودن تمام پارک جنگلیا تعطیل بود برخلاف اینکه وزیر محترم کشور گفته بود هیچ جا بسته نیست رفتیم که بریم همون جنگل امزاده گزو ولی اونم بسته بودن من زدم برج لاجیم که از زیراب میذه گفتم خلاصه یجایی پیدا میشه رسیدیم اول جنگل دیدم بله چنتا لسیجی جلومونو گذفتن گفتن کجا میرین گفتم امزاده لاجیم! بعد نقشه رو براش نشون دادم کنار بذج لاجیم یهو مسحد لاجیم نوشته بودش گفتم ببین اینه مقصد من اینام مهمونامن الانم که رمضانه همه روزه هستن گفت میجد میذی گفتم بله دیگه! دیگه بهانه نداشت بگه رفتیم تو تا بقیم اومدن چه دیدم فقط پلاک بومیها میان منم گفتم آقارضا پلاک بومیه بندازین جلو اونجا ۶۲ و ۷۲و ۸۲ و ۹۲ مال مازندرانه، خلاصه اومدن و رفتیم پایینتر یجا بود نپسندیدیم چون برای تاب باز یخوب نبود آخرش رفتیم اون چا پهنه تاب بازیم نداشته که یهو سروصدای ضبط ماشینای اون اطراف یاروا ذو حذب کردن و گیر دادن و مدارک دنا مزدا خلاصه ما رفتیم تا اون آخراشم یه دیپار بود اونطرفش میشد مزرعه و مثل اینکه جنگل تموم بشه تا شب بودیم کنده انداختیم رو آتیش و تصاویر هنری گرفتیم آقا رضا شکم درد شدید گرفت و اینا و عصری برگشتیم اینم از سیزده بدر ۴۰۳ ما جنگل زیراب خخخ