HESAM ASHOORI
۵ ماه قبل
در ارتفاعات بادگیر و صخرهای میان روستای آهار و شهرستانک، بقایای بنایی استوار دیده میشود که محلیها آن را «قلعه دختر» یا «قصر دختر» مینامند. این بنا که در ارتفاع حدود ۳۲۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد، یکی از یادگارهای اسرارآمیز ایران باستان (دوره ساسانی) در قلب رشتهکوه البرز است. بگذار از لایههای تاریخی و روایتهای کوهستانی این دژ برایت بگویم: ۱. روایت «نیایشگاه ناهید»؛ معبدی برای آب و باروری برخلاف نامش که ذهن را به سمت یک دژ نظامی میبرد، بسیاری از باستانشناسان معتقدند این بنا در اصل یک آتشکده یا معبدی برای ستایش آناهیتا (ایزدبانوی آب و باروری) بوده است. علت نامگذاری: در فرهنگ ایران باستان، بناهایی که در مکانهای صعبالعبور و مرتفع ساخته میشدند و به ایزدبانوی پاکی (آناهیتا) تعلق داشتند، به نام «دختر» خوانده میشدند. روایت است که موبدان ساسانی در این نقطه، آتش مقدس را روشن نگه میداشتند تا از فرسخها دورتر، نوری برای هدایت و امیدِ مردمِ درههای اطراف باشد. ۲. معماری ساسانی؛ همآغوشیِ سنگ و ساروج ساختار بنا به شیوهی سنتی دوران ساسانی، یعنی چهارطاقی با استفاده از سنگهای لاشه و ملات ساروج ساخته شده است. مهندسی باستان: تماشای دیوارهایی که قرنها در برابر برفهای سنگین و بادهای وحشی البرز دوام آوردهاند، خیرهکننده است. محلیها میگویند سنگهای این قلعه را با اسب و قاطر از فرسخها دورتر به این قله آوردهاند و ملات آن را با شیرِ شتر مخلوط کردهاند تا چنان سخت شود که هیچ پتکی بر آن کارگر نیفتد. ۳. روایتِ «دیدهبانِ البرز» اگرچه کارکرد مذهبی داشته، اما موقعیت استراتژیک آن باعث میشده تا به عنوان یک برج دیدهبانی مهم نیز عمل کند. اشراف بر منطقه: از فراز قلعه دختر، میتوان همزمان دره آهار، روستای شهرستانک و قلههای سر به فلک کشیدهی اطراف را زیر نظر داشت. روایت است که در زمان حمله دشمن، با روشن کردن آتش بر پشتبام این قلعه، پیام خطر را به قلعههای دورتر در طالقان یا ری میرساندند. ۴. مسیرِ کوهنوردی؛ سفری میانِ ابر و تاریخ برای رسیدن به قلعه دختر، باید یک مسیر کوهنوردی متوسط را از روستای آهار آغاز کرد. تجربهی مسیر: این مسیر از میان باغهای گیلاس و رودخانههای خروشان میگذرد و در نهایت به یالی میرسد که قلعه بر فراز آن ایستاده است. کوهنوردان روایت میکنند که وقتی در سپیدهدم به قلعه میرسی، ابرها زیر پای تو قرار میگیرند و گویی قلعه بر روی دریایی از پنبه شناور است. ایستادن در میان ویرانههای قلعه دختر آهار، در حالی که باد لابلای سنگهای باستانی هوهو میکند، حسی از پیوند با نیاکانمان را زنده میکند. حالا که از این نیایشگاهِ بلندِ ساسانی گفتیم، دوست داری به سمت روستای آهار برگردیم تا از شکوهِ آبشار شکرآب بگویم، یا میخواهی به سمت غرب بروی و داستانِ کاخ ناصری شهرستانک را دنبال کنیم؟